جوک رودانی
سوالى كه اين روزها ذهن رودانی ها رو مشغول كرده: دفتر مقام معظم رهبرى چند برگ است؟
خواب بودم، پسرخالم رفته سروقت گوشیم اسم خودشو بهIrancell تغییر داده، روز
و شب بهم SMS میده مشترک گرامی روز جهانی معلولین ذهنی بر شما مبارک!!:
رودانی خرش رو گم كرده بود و داشت خدا رو شكر ميكرد ازش ميپرسن: چرا داري اينقدر شكر ميكني؟ رودانی ميگه: خدارو صد هزار مرتبه شكر من سوار خر نبودم وگرنه الان خودم هم با اون زبان بسته گم شده بودم
*****
اصفهونيه و رشتيه و رودانی با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمهسبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمهسبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخر رودانی ظرف غذا رو باز ميكنه، سمبوسه داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: اگه مه هم اي ظرف صباح باز كروم بدیدوم سمبوسه یه .. بی خومه پرت اکروم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجویی یقه زن هاشون رو ميگيره كه تقصير شماهاست!
زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمهسبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن رودانی ميگه: جناب سروان به ولله مه يه هفته ابو خونه مومروم , اين خوشه بی خوشه غذاش جون اکه!!!
*****
يه رودونی ويه عربه داشتند با هم دعوا ميكردند وبه هم فحش ميدادنديهو. رودانی شروع ميكنه به خنديدن ميگن چرا ميخندي ؟ميگه آخه من دارم بهش فحش ميدم اون داره برام قران ميخونه
*****
یه زن و شوهر رودانی بچه شونو برده بودن دکتر. دکتره میپرسه: چند روزه که مریضه؟ پدره گفت: دو روزه مادرش گفت: نه سه روزه پدره با عصبانیت به مادر بچه گفت:آخه جمعه که تعطیله!!
کارمندان عزیز بانک ملی رودان پولهای عابربانک رابا کش درون دستگاه میگذارند.
رودانی می ره حرم امام رضا، نامه می نویسه: "یا امام رضا! بی مه ماشین بده، خونه بده، پول و ثروت بده، گوچگومه سر و سامون بده، بعد بمروم!" از حرم که می ره بیرون، تصادف می کنه می گه: یا امام رضا! گمونوم نامه اُی آخر اخوندنی!
خاطرات یک رودانی : یادش بخیر قدیما ده تومان میبردیم مغازه و نیم کیلو پنیر ،یه بسته چای،
یه شونه تخم مرغ، دوتا شیشه عسل ،چند کیلو پسته و بادام با خودمون می آوردیم خونه.
اما حالا چی؟ همه ی فروشگاه ها دوربین مدار بسته دارن!
رودانی رفته واسه کامپیوتر صندلی بخره، یارو میگه: راحت باشه؟اینم نامردی نمیکنه میگه پــــ نه پــــ خار داشته باشه…
قلدر رودانی رو میخوان زن بدن میخواد بره خواستگاری به خانوادش میگه اگه از طرف خونوادهء دختر کسی زر زر کرد کسی حق گوه خوردن نداره جز آقام
سه نفر ميخواستن حکم بازي کنن، يه نفر کم میارن.
يکيشون ميره دم پنجره ميبينه رودونی پايين واستاده و دستش هم تو جيبشه!
ميگه: آهاي غلمک بازي ميکني؟
ميگه نه دارم مي خارونمش!!!
دختره رودانی داشته خوس ميبافته، يه بوي بدي هم ميومده...
بهش ميگن: اين بوي بد مال چيه؟
جواب ميده: مامانم گفته يكي از زير، يكي از رو، يكي ول كن!!!
اتوبان رو میدن رودونی رنگ بزنه؛ روز اول ۸ کیلومتر؛ روز دوم ۴ کیلومتر؛ روز سوم ۲ کیلومتر؛ بهش میگن چرا هر روز کمتر رنگ میزنی؛ میگه من بیشتر از این نمیتونم کار کنم؛هر روز دارم از قوطی رنگ دورتر میشم
خونه همسايه رودونيمون بودم كه يهو محکم گوزید !باباش بهش گفت : زهر مار حد اقل اینو دو تاش میکردی که نه کونت پاره شه نه زهره ما بترکه !
من که نصف خونه رو گاز گرفتم از خنده :))
رودوني ميره دکتر،دكتر بهش گفت وقتی"ادرار" میکنی سوزش داری؟ .. روداني هاج ُ واج نگاش کرد .. باباش گفت: شاش شاش!! :))
به رودوني ميگن بدترين خاطره زندگيت چي بود ؟؟؟؟؟:
.
.
.......
.
.
ميگه تو دانشگاه رفيقم در کلاسو زد به استاد گفت با فلانی کار دارم،
گفت چیکارش داری؟
گفت:مامانش براش ناهار آورده :)) منم با اينكه خيلي خيط شده بودم ولي به روي خودم نياوردم به دوستم گفتم ءءءءءءءء ناهار چي آورده ؟؟؟؟؟؟ گفت جازگ (شولك) - منم ديگه مردم و زنده شدم از شرمندگي
شب عروسی رودانی بهش میگن بابات مُرد
میگه : حالا این مسخره بازیای بابامو ببینا !
رودانی شب قبل از خواستگاری زنگ میزنه به دختره میگه :
الو ! سوالای فردای بابات رو نداری !؟
دوتا رودانی تصمیم میگیرن فارسی صحبت کنن اولی میگه پاشو دومی نمیپاشم اولی جواب میده نگو نمیپاشم بگو پاشیده نمی شوم
رودانی میمیره، آگاهی فوتشو میزنن به دیوار، توی انتخابات نفرِ اول میشه
.
دعای رودونی:
آرزو دارم خدا کنه ان شا الله به حق پنج تن و سید سلطان الهی آمین
یکی میگفت : باید از کنار مشکلات زندگی
با سرعت عبور کنی و بگی مییییگ میییییگ !!!
رودوني:انگار نمی دونه مشکلات نشستن رومون
و میگن : انگوررررررری ، انگوررررررری
!
برچسبها: جوک رودانی, رودان سرزمین لیمو ترش, رودونی, جوك باجنبه هاي روداني
